دوست پسر میخوای؟؟؟؟؟
خوش آمدي به وبلاگ من با دقت بخون ببين دوستي با چه پسري خوبه يا اصلا دوستي با پسر ضرر داره 
قالب وبلاگ
نويسندگان
پيوندهای روزانه
لینک های مفید

 

 

[ یکشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 8:10 ] [ مرتضي ]
پسر جوانی باوسوسه ی یکی از دوستانش به محلی رفتند که زنان روسپی،خود   

 

فروشی می کردند.او روی یک صندلی در حیاط آنجا نشست. در آنجاپیرمرد ژولیده 

وفروتنی بود که حیاط وصندلی ها را نظافت می کرد. 

پیر مرد درحین کار کردن،نگاه عمیقی به پسرک انداخت وسپس پیش اورفت  

و پرسید:پسرم ،چند سالت است؟ 

گفت:بیست سالم است.  

پرسید:برای اولین بار است که اینجا می آیی؟ 

گفت:بله. 

پیرمرد آهِ پردردی از ته دل کشیدوگفت:می دانم برای چه کاری اینجا آمده ای؛به من 

هم مربوط نیست،ولی پسرم،آن تابلو را بخوان. 

پسرک به طرف تابلویی رفت که در یک قاب چوبی کهنه به دیوار آویخته شده بود. 

با صدایی لرزان شروع به خواندن شعر کرد: 

گوهرخود را مزن بر سنگ هر ناقابلی 

                           صبرکن تا گوهرشناس قابلی پیدا شود 

آب پاشیدن برزمین شوره زار بی حاصل است 

                           صبر کن تا زمین بایری پیدا شود 

قطرات اشک بر گونه های چروکیده ی پیرمرد می غلتید...اشک هایش را پاک کرد 

و بغضش را فرو دادوگفت:پسرم روزگاری من هم به سن تو بودم وبه اینجا        

آمدم،چون  کسیرا نداشتم که به من بگوید: 

((لذت های آنی،غم های آتی دربر دارند)) 

کسی نبود که در گوشم بگوید: 

ترک شهوت ها و لذت ها سخاست 

                        هرکه در شهوت فرو شد برنخاست 

کسی را نداشتم تا به من بفهماند: 

به دنبال غرایز جنسی رفتن،مانند لیسیدن عسل بر روی لبه ی شمشیر  

است؛عسل شیرین است،اما زبانبه دو نیمه خواهد شد. 

کسی به من نگفت: 

اگر لذتِ ترک لذت بدانی  

                 دگر لذت نفس را لذت ندانی 

وهیچ کس اینها را به من نگفت وحالا که: 

جوانی صرف نادانی شد وپیریُ پشیمانی 

                    دریغا،روز پیری آدمی هوشیار می گردد 

پیرمرد این را گفت ودست بر پیشانی گذاشت وشروع به گریستن کرد. 

چیزی در درون پسرک فروریخت.... حال عجیبی داشت،شتابان ازآنجا بیرون آمد، 

در حالی که شعر پیرمرد را زیر لب زمزمه می کرد:((گوهر خود را مزن بر سنگ  

هر ناقابلی...))ودیگر هرگز به آن مکان نرفت. 

 

 عشق همه ی زندگی است؛عشق برای همیشه  

است،ولی هوس برای یک لحظه. 

 

                                         دکتر وین دایر 

[ دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 8:57 ] [ مرتضي ]
اينجا سرزمين واژه هاي وارونه است:
جايي که "گنج" "جنگ" مي شود!
"درمان" "نامرد"
"قهقهه" "هق هق"!
اما "دزد" همان "دزد" است
"درد" همان "درد" است
"گرگ" همان "گرگ" است!!!!
آري:
سرزمين واژه هاي وارونه، سرزميني که "من" "نم" زده است
"يار" "راي" عوض کرده است
"راه" گويي "هار" شده
"روز" به "زور" مي گذرد
"اشنا" را جز در "انشا" نمي بيني
و چه "سرد" است اين "درس" زندگي
اينجاست که "مرگ" برايم "گرم" مي شود....
چرا که "درد" همان "درد"....

[ یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 7:47 ] [ مرتضي ]

پرسیدم: اگر گفتی یک زن هنرمند باحجاب چه کسی است؟ جواب داد: این که خیلی ساده است! کسی است که حجاب خود را کاملاً حفظ کند...

پرسیدم: اگر گفتی یک زن هنرمند باحجاب چه کسی است؟

جواب داد: این که خیلی ساده است! کسی است که حجاب خود را کاملاً حفظ کند، تا مچ دست او پوشیده باشد، زیر چانه‌اش مخفی باشد، زیبایی‌های صورتش را آشکار نکند، فراز و نشیب اندامش در لابه لای لباس مخفی بماند و ...

گفتم: صبر کن! این‌ها که گفتی حدود حجاب است. دوباره سوال می‌کنم: اگر گفتی یک زن هنرمند باحجاب کیست؟

گفت: حتما می‌گویید چادر سرش کند، پاهایش را طوری به زمین نزند که زیبایی‌هایش را جلوه بدهد، با ناز و اطوار راه نرود و با حیا راه برود.

گفتم: یک زن هنرمند باحجاب، «نامحرم زدا» است. در قرآن هم اصطلاح «محصن» برای او به کار رفته است. یعنی قلعه ای دارد که کسی به او نمی‌تواند نزدیک شود.

یک زن هنرمند باحجاب، «نامحرم زدا» است. در قرآن هم اصطلاح «محصن» برای او به کار رفته است. یعنی قلعه ای دارد که کسی به او نمی‌تواند نزدیک شود.

این‌ها را که گفتی، بخشی از نامحرم زدایی بود. اما یک زن هنرمند، کسی است که از ابهّت و هیبت او، نامحرم هرگز جرئت نمی‌کند به او نزدیک شود و تقاضایی را مطرح کند و یا درباره‌ی او در فکرش برنامه ریزی کند. نامحرم زدایی را ما زن‌ها خوب بلد هستیم. در این صورت به او می‌گویند «عفیف». عرب‌ها به صدفی که درونش مرواریدی را پنهان کرده، می‌گویند: عفَّ. یعنی این صدف، مروارید را به تو نمی‌دهد مگر آن را بشکنی. آنقدر محکم در درونش مروارید را پنهان می‌کند که هرگز نمی‌توانید آن را از دل صدف بکشید بیرون. مگر این که صدف را بشکنید. این حالت را عرب‌ها می‌گویند: عفَّ. یعنی صدف از دست درازی کردن به مرواریدش جلوگیری کرد.

وجود زن، از مرواریدهای عالم، گران قیمت‌تر است. حالا اگر زنی وجودش را از دست نامحرم حفظ کند، می‌شود عفیف.

تلخیصی از کتاب قرار - طاهره همیز(باز نشر از تبیان)

[ چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 8:0 ] [ مرتضي ]
سلام آبجی گل در فضای مجازی و یا تلفن دروغ زیاد گفته می شود و هیچ اعتمادی وجود ندارد

در ارتباط دوستی به بهانه آشنایی هم فرد می تواند خود واقعیش را پنهان کند و دروغ زیاد بگوید و چون خارج از ارتباط دو خانواده این کار انجام می شود شما هیچ پشتوانه ای ندارید

کسی که بخواهد برای آشنایی قدم بردارد می تواند با خانواده رسما به خواستگاری آمده و با رفت و آمد و تحقیق شناخت مناسبی پیدا کرد و همچنین با خانواده نیز مشورت کرد

در آشنایی دو نفره نمی توان خانواده ها را شناخت.

در این باره کتاب مطلع مهر و یک مشاور مذهبی خوب نیز کمک کننده است برای انتخاب همسر حتما مشاوره ازدواج بروید

[ یکشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 7:45 ] [ مرتضي ]
سلام عزیز اینجا جواب می دهم چون نظرات شما طوری نوشته شده که وقت زیادی می برد جواب دادنش و باید مطالب زیادی بنویسم تا خدای نکرده کسی برداشت اشتباه نکند ولی در حد توانم خلاصه ای می نویسم خودتان تحقیق کنید.

به ادامه مطلب بروید

[ چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 8:20 ] [ مرتضي ]
سلام خواهر گرامی

اول اینکه من در مورد شخصیت افراد چیزی نگفتم اگر درست دقت کنید و فکر کنید بلکه در مورد تاثر نوع پوشش بر اجتماع گفته ام

دوم این حرف بنده حقیر نیست بلکه دستور خداست که حجاب را واجب کرده است

سوم آسیب زدن به اجتماع هم جرم هست و هم گناه علاوه بر روایات دینی علم امروزی هم بر تاثیر منفی بی حجابی در اجتماع تاکید دارد

لطفا منطقی صحبت بفرمایید چیزی که بر خلاف دستور خدا باشد حرام و مضر هست

آیا اگر کسی به شما آسیب بزند باز هم می گویید رفتار شخصیش هست و به کسی ربطی نداره یا اعتراض می کنید؟

خیلی از روانشناسان و روایات بی حجابی را به تیر سمی تشبیه کرده اند که به قلب مردان می خورد آیا کسی مثل داعش که تفکرش قتل و تیر اندازی هست به اطرافیان شما حمله کرد باز هم می گویید یک مسئله شخصی هست و کسی نباید توی زندگی خصوصی این افراد دخالت کند؟

بی حجابی هم مثل داعش باعث قتل می شود یکیش قتل دل مردان و دیگری قتل زندگی دیگران

 

خطر خطر خطر

لشکر شیاطین پست فطرت آمدند در خیابان های ایران

[ سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 7:45 ] [ مرتضي ]
وقتی نمی تونی با هرکسی دست بدی یاباهرکسی

 خیلی راحت باشی بایدبابعضی یابهتره بگم خیلی

 ها سنگین برخوردکنی مگرباافرادخاص ومجازمراقب

رفتارت باشی گاهی ازبعضی چیزها بخاطرقداست

 چادرت محرومی.... به یک چیزی مطمئن باش وفکر کن!

بگو من مثل  پرنسس ها و حتی ملــــکه هاو الیزابت هاهستم !

میدونی چرا؟ مگه پرنسس یاالیزابت میتونه با هرکسی

 دست بده یاازادبرخوردکنه؟ طبیعتا نه چون درشان

 یامقامش نیست ازبعضی چیزهاهم محروم 

میشه ازچیزایی که مردم عادی ازاون محروم نیستندولی

 به بزرگی وارزشمندی فراوانی که خودش داره اون محرومیت های بسیارناچیز

 می ارزه !پرنسس های ماه ایرونی پرنسس شدنتان

 مبارک

  

گنجیست که رسم نقشه اش خوانا نیست

از راز صدف که هرکسی دانا نیست  

در معرض هر نظاره ی بد بودن 

شایسته ی یک پرنسس رعنا نیست

             باربط نوشت:نمــیدانــم در دلــت چــه میــگــذردمهم نیست ونمــی خواهــم بــدانم!ولی احسنت کــه بــا حــجابــت...نه دل شــهیــدی را شکــانــدی نه دل جــوانی را لــرزانــدی...

[ دوشنبه دهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 10:30 ] [ مرتضي ]

دوستی یه بار رفته بود پارک و قدم میزده که به یه صحنه جالبی برخورد که گفتنش شاید برای شما هم جالب باشه: " روی نیمکت پارک یه زن و شوهری نشسته بودن که وضعیت حجاب خانومه خیلی زننده بود و از مقابل اونها یه زن و شوهری رد میشدن که خانومه محجبه و چادری بود، یه دفعه دیدم شوهر اون خانوم بدحجاب با صدای بلند به همسر اون خانوم محجبه خندید و گفت: نگاهش کنید،روی ماشینش چادر کشیده تا آفتاب بهش نزنه!!! من از حرف این مرد بی ادب خیلی ناراحت شدم اما اون آقای محترم با متانت خاصی رفت طرف اون زن و شوهر و به مرده گفت: آقای محترم ماشین من خصوصی هست واسه همین روش چادر کشیدم مثل ماشین شما عمومی نیست که بدون چادر باشه!!!

 
[ دوشنبه دهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 10:28 ] [ مرتضي ]
میگن علف باید به دهن بزی شیرین بیاد!




عمری خودمونو کشتیم




شیرین ترین علف دنیا بشیم ، 




غافل از اینکه اصلا طرف بز نبود ،




گاو بود...

(قابل توجه کسانی که تلاش می کنند زیباییشون در معرض دید قرار بدن و مورد سوء استفاده قرار میگیرند با دروغ)

[ دوشنبه دهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 10:26 ] [ مرتضي ]
این مقاله ای که الان میخوام معرفی کنم میتونه به خیلی از سوالاتون در مورد روابط دختر وپسر پاسخ بده وهمش با دلایل قرآنیه.پیشنهاد می کنم حتمنِ حتمنِ حتما(!!!)بخونیدش و نظرتونو هم راجع بهش بگین:

 

روابط دختر وپسر از دیدگاه قرآن

قرآن در آیه 25 سوره ی نساء خطاب به مردان مؤمنی که می خواهند ازدواج کنند می گویدمُحْصَنَٰتٍ غَیْرَ مُسَٰفِحَٰتٍ وَلَا مُتَّخِذَٰتِ أَخْدَانٍ» : «زنان پاکی که بدکاره نباشند و اهل روابط پنهانی با نامحرم نباشند».

یعنی بر اساس این آیه دختران یا زنانی که اهل رفاقت پنهانی با نامحرم اند( مثلاً همین هایی که پسران آن ها را دوست دختر خطاب می کنند) هم ردیف زناکارانند و ازدواج با آنها ممنوعاستحال،چرا قرآن این گروه را پس از زناکاران قرار داده و در کنار آن ها آورده است؟ چون عامل اصلی و آخرین قدم در مبتلا شدن به زنا، رفاقت های پنهانی با نامحرم است و هیچ کس نسبت به این حقیقت، شکی ندارد.

تعجب کردید؟ بله باید هم تعجب کنید! متاسفانه خیلی ها از این آیه بی خبرند. بگذارید یک آیه هم درباره ی ویژگی های مردانی که شایستگی ازدواج با زن مؤمن را دارند، بیاوریم: قرآن در آیه ی 5 سوره ی مائده می فرماید:

«مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ وَلَا مُتَّخِذِیٓ أَخْدَانٍ»: «مردان پاکی که بدکاره نباشند و اهل رفاقت پنهانی با نامحرم نباشند».

یعنی پسران یا مردانی که اهل رفاقت پنهانی با نامحرمند (مثلاً همان هایی که دختران ،آنها را دوست پسر می نامند) ،همردیف زناکارانند و ازدواج دختران مومن و مسلمان با آنها ممنوعاست!و قرآن آن را به شدت  نهی کرده است!

این بحث را تطبیق می دهیم با آیه ی 26 سوره نور که می فرماید:

«الْخَبِیثَٰتُ لِلْخَبِیثِینَ وَالْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَٰتِ وَالطَّیِّبَٰتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَٰتِ»:

زنان ناپاک برای مردان ناپاک و مردان ناپاک برای زنان ناپاک ، و زنان پاک برای مردان پاک و مردان پاک برای زنان پاک اند...

[ دوشنبه ششم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 7:49 ] [ مرتضي ]

آهای دخــــتر خـــانوم؟!؟!؟!


دختر خانمی که میگی با چند تا پسر دوستی و به این کارت افتخار میکنی ...


دختر خانمی که به اتو زدن و شماره گرفتن افتخار میکنی ...


دختر خانمی که چپ چپ نگاه کردن یه پسر رو میری واسه


دوستات تعریف میکنی و دلت خوشه که دوستات به تو حسودیشون شده ...


دختر خانمی که میگی از این سر خیابون تا اون سر خیابون،


برات صف کشیدن و کیف میکنی ...


بله با شمام خوشحال نباش جـــنــــس ارزون زیـــــاد مــشـــتــــری داره!!!


بر گرفته از وبلاگ اگه هیچ کس نیست خدا که هست

[ پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ ] [ 12:28 ] [ مرتضي ]


برگرفته از وبلاگ اشاره

[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 8:19 ] [ مرتضي ]
شاید یکی از پررنگ ترین دغدغه های دخترانی که به نیت ازدواج با کسی آشنا می شوند، این باشد که حد و مرز روابط را چطور تعیین کنند؟ وقتی طرف مقابلشان تو زرد از آب در می آید و درخواست نامشروعی از آنها دارد، چطور مقاومت کنند و رابطه را به پایان ببرند؟ چه کنند که طرف مقابل را قانع کنند و در مقابل دام هایی که برایشان پهن شده چه جوابی بدهند؟

چطور به روابط نامشروع نه بگویید؟

تحقیقات نشان داده که بسیاری از افراد، به این خاطر خویشتن داری را از دست می دهند که نمی توانند در برابر فشار روانی تقاضا برای ارتباط جنسی از طرف مقابل مقاومت کنند و با جدیت و صراحت نه بگویند. در این مواقع به احتمال زیاد طرف مقابل شما با زبان چرب و نرم حرف هایی می زند که ممکن است شما را به فکر فرو برد اما اگر از قبل برای هر کدام از این حرف ها جوابی آماده داشته باشید، می توانید به راحتی از دام ها فرار کنید.

 

می گوید: لمس کردن یکدیگر باعث رشد انسان هاست.

بگو: تو باید رشد کنی و اطلاعاتت را بیشتر کنی. من آن قدر پخته هستم که بدانم این کار، آرامش من و برنامه هایم (برای آینده) را خراب می کند.

 

می گوید: رفتارت بچگانه است...

بگو: اتفاقا رفتار من مثل آدم های باتجربه است. به اطرافت نگاه کن ببین ارتباط بدون مسئولیت پذیری و بدون برنامه چقدر جوان ها را بدبخت کرده است.

 

می گوید: تو کنجکاو نیستی. فکر می کنی به یک بار تجربه کردن نمی ارزد.

بگو: من درباره خیلی چیزها کنجکاو هستم؛ اما معنایش این نیست که بخواهم خودم را قربانی کنم، یا موش آزمایشگاهی باشم. هرچه باشد، امکان صدمه دیدن من هست؛ پس نمی ارزد.

 

می گوید: همه این کار را می کنند.

بگو: اولا خیلی ها خویشتن دار هستند، ثانیا بیشتر کسانی که تو می گویی، سرانجام سرشکسته می شوند و ثالثا من همه نیستم و می دانم که چه کاری برای من درست است.

 

می گوید: برای اینکه دوستت داشته باشند، باید اجازه بدهی دیگران بیشتر به تو نزدیک شوند.

بگو: من نمی خواهم برای دوست داشته شدن، اجازه بدهم کسی از من سوءاستفاده کند.

 

می گوید: ولی من دوستت دارم.

بگو: پس به تصمیم من احترام بگذار و احساساتم پایمال نکن.

 

می گوید: به من نشان بده که چقدر دوستم داری.

بگو: من با خویشتن داری و انتظار کشیدن تا روز ازدواج به تو نشان می دهم که چقدر دوستت دارم.

 

می گوید: کسی که چیزی نمی فهمد.

بگو: من و خدای خودم که این را می فهمیم.

 

می گوید: تو مرا تشنه خودت کردی و حالا نباید این طور رهایم کنی؛ وگرنه رفتارت در حق من بی انصافی و غیرانسانی است. چطور وجدانت چنین اجازه ای می دهد؟

بگو: من مسئول هیجانات نابجای تو نیستم و نمی توانم به قیمت راضی شدن تو، خودم را به گناه و عذاب وجدان و سرزنش بیندازم و خلاف آنچه که به صلاح زندگیم هست عمل کنم. تو باید خودت را کنترل کنی.

 

می گوید: اگر قبول نکنی، دیگرانی هستند که با اشتیاق می پذیرند.

بگو: برایت متأسفم که مرا به خاطر این چیزها دوست داشتی؛ خوشحال می شوم که به سراغ دیگران بروی.


برگرفته از سبک زندگی نیشر

[ دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 7:36 ] [ مرتضي ]
سلام آجی گرامی

تنها یک راه برای این موضوع هست و آن ازدواج رسمی و شناسنامه ای غیر از آن خدای نکرده باعث آسیب می شود.

اگر می توانید رسما ازدواج کنید و ازدواجتان در شناسنامه ثبت گردد اگر هنوز توانایی استقلال ندارید شما خانه پدرتان و همسرتان نیز خانه پدر خود زندگی کند و تا موقعی که توان مستقل شدن پیدا کنید با هم به راحتی رفت و آمد کنید .

این را هم دقت کنید من شرایط زندگی شما را نمی دانم و فقط پیشنهاد دادم خودتان عاقل هستید بهترین راه را انتخاب کنید این را بدانید اگر غیر ازدواج رسمی با او باشید خدای نکرده احتمال رها کردن شما توسط اون پسر خواهد بود چون تعهد رسمی به شما ندارد.

البته حتما به یک مشاور خوب و مناسب هم مراجعه کنید.

[ سه شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 7:33 ] [ مرتضي ]
سلام آجی عزیز اول اینکه بله کارتون کاملا اشتباه است چون از طریق چت و یا تلفن نمیشه کسی را شناخت

دوم کتاب مطلع مهر را بخوانید خیلی مطالبش به درد شما می خورد

سوم خیلی ارتباطهای اینترنتی و یا تلفنی یا به ازدواج نرسیده است و یا اگر هم رسیده باشد خیلی از آنها به طلاق کشیده شده اند

زندگی خود را بر اساس توصیه های الهی پیش ببرید انشاالله که در پناه خداوند تبارک و تعالی خوشبخت خواهید شد و اصلا به دوستی با پسر اعتماد نکنید

در مسیر تغییر زندگی شاید ناراحتی هایی هم پیش بیاد ولی باید کاری را که درست است انجام دهیم اون پسر هم اشتباه کرد که با جنس مخالف دوستی کرد کسی که در این راه قدم بردارد حتما مشکلاتی برایش پیش می آید شما توکل به خدا کنید و این رابطه را ترک کنید و او را به خدا بسپارید اگر عاقل باشد دیگر دنبال دوستی نمی رود اگر هم نادان باشد شما خود را ناراحت نکنید او چوب ندانی خود را می خورد

[ دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ ] [ 7:36 ] [ مرتضي ]
چادر....زینت زن....
دخترک رو به من کرد و گفت:واقعا آقا؟!


گفتم:ببخشید چی واقعا؟!



گفت:واقعا شما پسرا از دخترای چادر به سر بیشتر از ما خوشتون

میاد!



گفتم:بله



گفت:اگه آره، پس چرا پسرا از کنار ما که میگذرند محو ما میشن،



ولی همین خود تو و امثال تو از چند متری یه دختر چادری که رد



میشید فقط سر پایین میندازید و رد میشید!



گفتم: آره راست میگی، سر پایین انداختن کمه!



گفت:کمه؟ببخشید متوجه نمیشم؟



گفتم: برای تعظیم مقابل حجاب حضرت زهرا(س) باید زانو زد حقاکه

سرپایین انداختن کمه آره تو راست میگی ...


[ شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ ] [ 7:24 ] [ مرتضي ]
با سلام به همه کسانی که لطف می کنند و به وبلاگ من سر میزنند و از نظرات زیباشون من را بی نصیب نمی گذارند.

قبلا فکر می کردم که اگر دختران بی حجاب به متلک ها و درخواست دوستی پسرها جواب منفی بدهند اگر اون پسر واقعا شهوتش توسط اون دختر بزنه بالا تعقیبش می کنه و در جای خلوط به اون دست می زنه و یا کارهای دیگر اگر بتواند(که نمونه واقعی آن قبلا مثال زده ام) ولی مدتیه مسئله دیگری هم دیده ام به چشم خودم!

چند باری که برای خرید به بازارهای شلوغ مثل بازار روز رفتم دیدم پسرهایی در آن بازارها راه می روند و در مناطقی که کمی شلوغ هست طوری که دختر متوجه نشود و یا اگر متوجه شد فکر کند از عمد نبوده است. آن پسرها پشت سر دختران بی حجاب راه می افتند و در یک موقعیت یا بدن خود را و یا دست خود را به بدن دختر می چسبانند و یا می مالند به بهانه شلوغی و نبودن مسیری برای حفظ فاصله پسر منتظر همچین فرصتی برای تجاوز کوچک و مخفیانه بوده است هر چه دقت کردم به رفتار آنها ندیدم کوچکترین حرکتی به سوی افراد با حجاب بکنند ولی اولویت بندی خاصی برای این منظور دارند چه در این کار کثیف و چه برای پیشنهاد دادن دوستی نیز به اینگونه اولویت بندی می کنند. من فقط چند نمونه از تیپهای مختلفی که پسران اولویت شهوت رانی و فریب آنها را دارند در ادامه مطلب می آورم.



ادامه مطلب
[ جمعه سیزدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 8:49 ] [ مرتضي ]
اونجا بود که فهمیدم تو با همه ی مردها فرق داری...



وقتی اون روز تو باغ همه ی خانومها رو جو گرفته بود و جلوی همه قهقهه می زدن  و شوهراشون هم بی خیال نشسته بودن و تماشا می کردن  وقتی منو هم به جمعشون دعوت کردن ؛آروم تو گوشم گفتی: 
«مواظب وقار و متانت ات باش عزیزم »
اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری


 وقتی حواسم نبود و کمی روسری ام لیز خورده بود و موهام دیده می شد با لبخند گفتی:
«موهات بیرونه ها خانومی!»
درحالی که موهام رو قایم می کردم نگاهی به زنهای اطرافم تو خیابون انداختم. شرم آور بود. شوهراشون چه بی خیال...
 اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری


 وقتی درعین حال که منو به فعالیت اجتماعی  و درس خوندن  و فعالیت در دانشگاه تشویق می کردی؛ هرازچندگاهی یادآوری می کردی که:
«غرور زن در مقابل مردان غریبه بجا و خوبه »


اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری 

 وقتی اون روز آقای .... همسایمون اومده بود دم در. چادر سر کردم و رفتم قبض ها رو ازش گرفتم .برگشتم دیدم با لبخند بهم خیره شدی . گفتی:
«خوشم اومد چه مردونه برخورد کردی, بدون عشوه و طنازی»

 اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری


وقتی اون روز تو مجلس عروسی یهو همه رو جو گرفت و زن و مرد قاطی شدن و... مردهای دیگه با چه لذتی به تماشا نشسته بودن.
تو مثل برق از جا پریدی و زدی بیرون. پشت سرت اومدم . گفتی:
«متشکرم که اونجا نموندی»


اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری

امیدوارم برای همسرانتون اینجوری باشید



برگرفته از وبلاگ «ستاره های گمنام در آسمان بهشت»

[ سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 7:7 ] [ مرتضي ]

[ پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ ] [ 8:43 ] [ مرتضي ]
سلام آجی عزیز در مورد درخواست شما من خیلی نمیتونم کمکی کنم

بهتر است شما نیز ذهنتان را پاک کنید و این احتمال بدهید که مناسب هم نیستید قبل ازدواج عاشق شدن مساوی با تصمیم گیری از روی احساس نه عقل

نباید عاشق هیچ پسری شد تا موقعی که رسما بیاید خواستگاری بعد از مراحل اصلی و تحقیقات با عقل تصمیم بگیرید ببینید اگر مناسب هم هستید عاشقانه با هم زندگی کنید این را بدانید عشق برای بعد ازدواج رسمی است نه قبل از آن

شما هم بهتر است به زندگی عادی خود برگردید انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده است و از خدا کمک بخواهید کتاب مطلع مهر نیز بخوانید که بسیار کمک کننده است

[ سه شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۲ ] [ 8:28 ] [ مرتضي ]
سلام بر همه کسانی که بر این حقیر منت می گذارند

دیروز توی چت با پسری آشنا شدم که متاهل بود ازش سوال کردم که آیا قبل ازدواج دوست دختر هم داشته است

گفت: بله چندین دوست دختر داشته

گفتم : با آنها رابطه جنسی هم برقرار کردی ؟

گفت: با بیشترشون بله

گفتم: با یکی از همان دوست دخترهات ازدواج کردی

گفت: نه مگر احمق هستم که با دوست دخترم ازدواج  کنم

گفتم : همسرت با حجاب است؟

گفت: اگر بی حجاب بود که باهاش ازدواج نمیکردم

گفتم: الان هم دوست دختر داری؟

گفت: نه دیگه بعد ازدواج فقط با همسرم خواهم بود

جالب اینجا بود که به راحتی در مورد ارتباطش با دوست دخترها حرف میزد بدون ذره ای غیرت ولی در مورد همسرش که سوال کردم هیچ جوابی نمیداد به خاطر غیرتش به همسر

حالا خودتان فکر کنید چگونه می شود در خیابان به کسی که نمیشناسید اعتماد کرد؟

کسی که دوست دختر دارد خیلی احتمال دارد که دوست دختران دیگری هم داشته باشد و حتی بعضی از اینها بعد ازدواج هم باز مخفیانه دوست دخترانی خواهند داشت ولی کسی که ازدواج می کند اگر فرد با معرفتی باشد با کسی دیگر نخواهد بود مگر بی فرهنگ باشد و زندگی غربی داشته باشد

همه پسرها نقطه ضعف دختران را می دانند و آن احساساتی بودن آنهاست اول خود را پسری خوب و مهربان نشان می دهند بعد که اعتماد دختر را بدست آوردند و دختر از مشکلاتش با آنها درد دل کرد و دختر به پسر وابسته شد کم کم شروع می کنند به ایجاد رابطه بدون اینکه دختر بفهمد چگونه به این کار زشت رضایت داده است وقتی احساس بیاد وسط عقل کنار می رود

این فقط یک نمونه از افرادیست که برای ازدواج دوست دختر خود را انتخاب نمی کنند

البته کسانی هستند که با دوست دختر خود ازدواج می کنند که تعدادشان خیلی کمتر است و نمی شود گفت اینها حتما در آینده با هم ازدواج میکنند و آیا ازدواج موفقی خواهد بود یا خیر؟ متاسفانه بسیاری از ازدواجهایی که با بی حجابان و یا دوست دختر و دوست پسر خود انجام می شود به طلاق کشیده می شود آنهایی هم که به طلاق کشیده نمیشود بیشترشان در زندگی به مشکل بر می خورند ولی به خاطر غرور و حفظ آبروی خود در مقابل دیگران خود را خوشبخت نشان می دهند ولی وقتی تنها می شوند از هم بدشان می آید و به زود همدیگر را تحمل می کنند و خیلی ناراحتی های دیگر در زندگیشان پیش می آید و فقط تعداد بسیار کمی از این نوع ازدواج ها به سر انجام تقریبا خوب می رسد که باز احتمال اینکه این روابط از این نوع باشد بسیار کم است و نمی شود آینده را پیش بینی کرد

بیایید به همدیگر و زندگی دیگران احترام بگذاریم و با رفتار و عقاید خود باعث تاثیر منفی بر دیگران نشویم اگر در خانواده خود فرهنگ بی حجابی و مختلط بودن دارید فقط در خانواده خود انجام دهید نه در جامعه

[ دوشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۲ ] [ 7:49 ] [ مرتضي ]
خانوووووووم....شــماره بدم؟؟؟؟؟؟

خانوم خوشــــــگله برسونمت؟؟؟؟؟؟؟
خوشــــگله چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟
اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید!
بیچــاره اصـلا" اهل این حرفـــــها نبود...این قضیه به شدت آزارش می داد
تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و
به محـــل زندگیش بازگردد.
روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت...
شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی....!
دخترک وارد حیاط امامزاده شد...خسته... انگار فقط آمده بود گریه کند...
دردش گفتنی نبود....!!!!
رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد...وارد حرم شدو کنار ضریح
نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خدایا کمکم کن...
چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد...
خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!!
دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را
به خوابگاه برساند...به سرعت از آنجا خارج شد...وارد شــــهر شد...
امــــا...اما انگار چیزی شده بود...دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..!
انگار محترم شده بود... نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!
احساس امنیت کرد...با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام مستجاب
شده باشه!!!! فکر کرد شاید اشتباه می کند!!! اما اینطور نبود!
یک لحظه به خود آمد...
دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته...!
********************************************
تنها جایی که حجاب داشت هنگام نماز خواندن بود گویا تنها کسی که به او مَحرم نبود خداوند بود …

[ چهارشنبه یکم آبان ۱۳۹۲ ] [ 8:28 ] [ مرتضي ]
اگه به این روز اعتقاد نداری ،

گِله ای نیست.

[ چهارشنبه یکم آبان ۱۳۹۲ ] [ 8:23 ] [ مرتضي ]

بدحجابي باعث عدم امنيت زن در جامعه مي شود، بدحجابي عاملي براي بلوغ زودرس جوانان است، بدحجابي باعث بي ارزش شدن زن در جامعه مي شود بدحجابي باعث بالا رفتن آمار طلاق، تلف كردن وقف استحاله شدن در فرهنگ بيگانه، فلج كردن نيروي كار در جامعه، تبديل شدن زن به موجودي مصرفي استعمار كشيده شدن كشور و ... مي شود، و علاوه بر ان عذابهاي اخروي را نيز به دنبال دارد.

[ یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ ] [ 13:16 ] [ مرتضي ]
داشتم سجاده آماده می کردم برای نماز،
همین که چادر مشکی ام را از سر برداشتم تا چادر نماز بر سر کنم
گفت: این همه خودت را بقچه پیچ می کنی که چی؟
بر گشتم به سمت صدا، دختری را دیدم که در گوشه ی نمازخانه نشسته بود.
پرسیدم: با منی؟
گفت: بله! با تو ام و همه ی بیچاره های مثل تو
که گیر کرده اید توی افکار عهد عتیق!
اذیت نمی شوی با این پارچه ی دراز دور و برت؟
خسته نمی شوی از رنگ همیشه سیاهش؟
تا آمدم حرف بزنم گفت:...


ادامه مطلب
[ چهارشنبه دهم مهر ۱۳۹۲ ] [ 12:47 ] [ مرتضي ]

برگزاری رقابتهای ملکه زیبایی و یا مد لباس برای کودکان و نوجوانان زیر شانزده سال بر اساس تصویب مجلس سنای فرانسه قانون شکنی است و جرم محسوب می شود و برگزار کنندگان چنین رقابتهایی در صورتی که جرم آنها در دادگاه ثابت شود، با مجازات تا 2 سال زندان و پرداخت 30000 یورو روبرو خواهند شد.

 از پدیده های دنیای سرمایه داری غرب حضور ویژه زنان در مد لباس است. بهترین بهانه هم برای استفاده از زنان در اقتصاد طرح شعار فریبنده برابری حقوقی آنان با مردان بود.
سوء استفاده ابزاری از زنان به این ترتیب آغاز شد و برای این کار باید سازوکاری تعریف می شد تا هم به سود سرشار رسید و هم کاری کرد که زنان با پای خود و خیلی ارزان در دسترس قرار گیرند. بنابراین مسابقاتی مانند ملکه زیبایی به راه افتاد که ملاک اصلی در آن اندام زنانه بود. تبلیغات گسترده به راه افتاد و به عطش رسیدن به شهرت دامن زده شد. دیری نپائید سیل زنان داوطلب به راه افتاد. اما ناگهان بسیاری از آنان به یکباره دیدند که از صنعت مد لباس و همچنین پورنوگرافی و پشت ویترین ها سردرآوردند.

متاسفانه به این اندازه هم بسینده نشد و بدتر اینکه پای دخترکان معصوم را نیز به میانه این معرکه کشاندند تا بجای آنکه از آنان مادرانی مصمم برای نسل سازی تربیت کنند عروسکانی ساختند بی هویت.
در اثر این فرهنگ غلط و تبلیغات گسترده صورت گرفته در پس آن، خانواده های غربی نیز برای آنکه فرزندشان از مسابقه شهرتی که شاید از این رهگذر نصیب دخترشان شود، آنها را از سنین پائین وارد دنیای مد کردند غافل از اینکه عمر این دنیا بسیار کوتاه تر از دنیای آدم هاست.

چرا مسابقه زیبایی برای دختران می گذارند برای دیدن عموم مگر اینها کالای جنسی هستند که باید اینگونه مثل عروسک خود را مقابل تماشای دیگران قرار بدهند؟ این مطلب را که دیدم به خودم گفتم مگر اینها عروسک بازی هستند که مثل فروشنده ها در معرض دید قرار می دهند؟

[ پنجشنبه چهارم مهر ۱۳۹۲ ] [ 8:39 ] [ مرتضي ]

تجاوزو فیلم برداری مخفیانه از دختر ۱۵ ساله در پارتی

 

به گزارش ایران هات نیوز : این دختر نگون بخت آمریکایی به نام  ”سارا توگا”  که ۱۵ سال سن داشت نام داشت, پس از حضور در یک پارتی شبانه که در یک خانه ویلایی در اطراف کالیفرنیا برگزار شد به پیشنهاد دوستان خود برای نخستین بار پس از مصرف مشروبات الکلی سنگین که به جای نوشابه به وی داده شد منجر به از دست دادن کنترل خود شد و این امر سود جویان متجاوز را که از همکلاسی های وی بودند حین تعارض جنسی از حمله مشمئز کننده خود مخفیانه عکس و فیلم تهیه کنند.

وقاحت آنان به حدی بود که بر روی بدن قربانی تصاویر و نقاشی کشیدند. این عمل وقیحانه همکلاسی وی در همین جا پایان نیافت. آنان با تهدید وی چند بار دیگر وی را مجبور به قبول خواسته بی شرمانه آنان نمود.

وی از افسردگی شدید به دلیل آنچه برایش اتفاق افتاده بود بسیار گوشه گیر شده بود.

والدین وی که سارا تنها دخترشان بود از ناراحتی و گوشه گیری وی بسیار ناراحت و نگران بودند. پس از آنکه آدری از درخواست بی شرمانه سه همکلاسی خود سرباز زد در نامه ای که اول از والدین خود عذر خواهی کرده بود با معرفی هر سه همکلاسی متجاوز خود و آنچه بر سرش آمده را نوشت و پس از انتشار عکسهایش در شبکه فیس بوک به زندگی خود پایان داد.

تجاوزو فیلم برداری مخفیانه از دختر 15 ساله در پارتی

تجاوزو فیلم برداری مخفیانه از دختر ۱۵ ساله در پارتی

مادر سارا جسد دخترش را در حالی که در حمام خود را حلق آویز کرده بود پیدا کرد. والدین وی پس از خواندن نامه و در جریان قراردادن پلیس خواستار مجازات آنان شدند.

پلیس هر سه فرد متجاوز را دستگیر و تا زمان شروع اولین جلسه دادگاه به زندان موقت در کالیفرنیا منتقل کرد. والدین آدری به طور جدی روند پرونده را برای مجازات آنان دنبال خواهد کرد.


حالا مدعیانی که می گویند در غرب به علت آزادی در بی بندوباری تجاوز اتفاق نمی افتد هنوز هم به اعتقاد خود هستند؟

البته این را هم قبول دارم که در ایران هم تجاوزهایی وجود دارد متاسفانه ولی اگر به گذشته نگاه کنیم می بینیم این تجاوزها از وقتی که بی حجابی در جامعه آمد و زیاد شد آمار تجاوزها هم بیشتر شد

در غرب بسیاری از این اتفاقات ناگوار می افتد ما باید از خود شروع کنیم تا جامعه ای سالم داشته باشیم و تقلید کورکورانه با جملات به ظاهر قشنگ نکنیم

[ پنجشنبه چهارم مهر ۱۳۹۲ ] [ 7:12 ] [ مرتضي ]
کسی غنچه نهان شده دربرگ را نچید/ از بی حجابی است اگر عمر گل کم است

حجاب = کاهش آسیبهای اجتماعی.

تا شهوت نفس در نهاد بشراست در کشف حجاب صد هزاران خطر است.

دختران خودنما در چشم ها جای دارند ولی دختران عفیف در دل ها

[ یکشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 11:15 ] [ مرتضي ]

بعضی ها با این جمله که مرد و زن برابر هستند برای فرار از دستورات خدا توجیهات مسخره ای می آورند که مثلا زنها باید مثل مردها لباس بپوشند و در جامعه کار کنند و خیلی چیزهای دیگر

در یکی از تجمعات حزبی برای انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم نوشته ای دست یک دختر دیدم به این مزمون:

مرد = انسان

زن = انسان

انسان = انسان

زن = مرد

«حالا با این طرز فکر ببینیم به چه چیزهای دیگر نیز باید عمل کرد»

عزیزان اگر این تفکر شما را قبول کنیم که باید در همه چیز مرد و زن با هم برابر باشند پس مسایل زیر هم باید اتنفاق بیفتد تا به گفته شما برسیم

1: برای اینکه برابری حفظ شود پسر خواستگاری نرود بلکه هر دو با هم به خواستگاری یکدیگر بروند

2: همانطور که زنها باردار می شوند نوبتی مردها نیز باردار شوند

3: هم زنها و هم مردها نوبتی به فرزندان شیر خود را بدهند

4: یک ماه مردها خانه داری و بچه داری کنند و زنها بروند کار کنند و هزینه زندگی را تامین کنند و یک ماه زنها خانه داری و بچه داری کنند و مردها بروند کار کنند برای هزینه زندگی

و خیلی موارد دیگر

عزیزان درسته زن و مرد با هم برابرند ولی در انسانیت و بندگی خداوند نه همه چیز بلکه هر کس نسبت به جنسیت خود وظایفی در جامعه دارد که اگر درست انجام نشود خدای نکرده در آینده مثل غرب شاهد ازدواج رسمی انسان با حیوان خواهیم بود که متاسفانه در آمریکا چنین اتفاقاتی رخ داده است

زنها لطیف هستند و باید با آنها با لطافت رفتار کرد و مراقب شکنندگی آنها بود نه اینکه فقط به یک کالای جنسی به آنها نگاه کرد که متاسفانه در عمل در غرب و خانواده های بی حجاب این مطلب وجود دارد ولی در ظاهر کسی به روی خود نمی آورد که با بی حجابی خود را در معرض یک کالای جنسی قرار داده اند

من مانده ام وقتی قراره هر دو جنس در همه چیز برابر باشند با وظایف مساوی پس باید گفت نعوذباالله خدا اشتباه کرده است و به جای آفریدن دو جنس باید فقط یک جنس می آفرید که کوچکترین فرقی بینشان نباشد و همه امکانات را در یک جنس می گذاشت که این برابری که ادعا می کنید و درخواست دارید برآورده می شد

[ دوشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 18:10 ] [ مرتضي ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

با سلام به همه دوستان و جوانان هموطن ايران زمين من اين وبلاگ را ايجاد كردم تا آنجا كه در حد توانم باشد پسرها را براي دختراني كه ميخواهند دوست پسر داشته باشند معرفي كنم كه با آگاهي بيشتر انتخاب كنند با پسر دوست بودن خوب هست يا نه و اگه از نظرشون خوب آمد چگونه دوستي انتخاب كنند بهتر است تا جامعه اي سالم داشته باشيم و مهمتر از همه اين كه دختران خوب و دوست داشتني هموطنم در اين جامعه پر فريب و شهوت آسيبي نبينند و فريب نيرنگهاي مختلف پسرها را نخورند خدا نكرده ازشون سوء استفاده بشه. قربون همتون برم اومدي سر زدي من را از نظرات ، پيشنهادات و انتقادات خوشكل و سبزتون بي نصيب نذاريد. موفق باشيد
لینک های مفید
  • فال حافظ
  • بن تن